فیلم طبل بزرگ زیر پای چپ به کارگردانی کاظم معصومی در موضوع جنگ ودفاع در ایران غریب افتاد.این فیلم بلند سینمایی، داستان سه ارتشی ست که در منطقه مهران در یک کانال بعداز عملیات گیرافتاده اند.در گوشه گوشه ی منطقه کشته های عراقی وشهیدان ایرانی افتاده اند.شروع فیلم با صحنه ی تلخ وطنزی شروع می شود.دو قمقمه اب با بند پاره بسوی کانال کشیده می شود.یکی از سربازها که از ناحیه پا به شدت زخمی شده است ازارشد خود(سروان)می خواهد که برایش اب تهیه کند.اب در وسط دو کانال است که طرف مقابل سنگر عراقی هاست.سروان رفتن به طرف اب را خودکشی مسلم می داند.چراکه در تیر رس دشمن البته هردوطرف می باشد.تااینکه از کانال مقابل پارچه ای سفید به نشانه صلح برافراشته می شود.از هردو طرف یکی خطر کرده وبه طرف اب می روند و قمقمه هایشان راپرمی کنند.رزمندگان ایرانی فکر می کنند تعداد دشمن زیاد می باشد.تا اینکه چند خمپاره از جای نا مشخص به طرف انها می ایدوسروان خیال می کندنیروی عراقی گرای انها را داده است ودر فرصتی که نیروی عراقی برای بردن اب باتوجه اعتماد به کانال مقابل بیرون امده علرقم مخالفت دورزمنده دیگر ایرانی بوسیله سروان موردهدف گلوله قرارگرفته ودر پایان فیلم که مرگ انتحاری وبه نوعی احساسی سروان نیزمی باشد، کشته می شود.
روایت فیلم نگاهی کاملن انسانی وبه نوعی ضد جنگ به پدیده جنگ می باشد.در این روایت جنگ برای دوطرف که دریک بن بست گرفتارشده اند پدیده ی خوشایندی نیست وجز درد رنج که با نشانه های تشنگی مفرط ،زخم عمیق سرباز ایرانی که درنهایت موجب قطع پای اومی شود ،چیزی برای طرفین ندارد.فیلم از امکانات چندان سینمایی برخوردارنیست وشاید تله فیلم سینمایی بتوان نامیدش.خرده روایت ها پرداخت ضعیفی دارند به حدی که مرگ انتحاری سروان در پایان داستان بدون توجیه می باشد. اما در کل بن مایه فیلم دارای پیام ومفهومی انسانی ست که خواننده را به چالش فکری می کشاند ودر ایران این نوع نگاه به جنگ قابل تامل می باشد.